ابراهيم عاملي ( موثق )

255

تفسير عاملي ( فارسي )

است : چون هارون از موسى بزرگتر بوده است او را ربّ ناميده‌اند . « فَافْرُقْ بَيْنَنا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ » 28 مجمع : در معنى اين جمله دو عقيده است 1 - ابن عباس و ضحّاك گفته‌اند موسى از خدا مسئلت كرد كه حكم كند آنها از حقّ و صواب دور هستند ، و نتيجه ى آن همان شد كه مدّت چهل سال در بيابان سرگردان بودند ، 2 - جبّائى گفته است : يعنى موسى تقاضا كرد كه خداوند در آخرت آنها را از او جدا كند و در آتش بدارد . « يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ » 29 مجمع : يعنى در فاصله ى بيابان شش فرسخ متحيّر بودند و راه خروج از آنجا را پيدا نميكردند ، و مجاهد و حسن بصرى گفته‌اند : آنچه ميرفتند باز خود را در جاى اوّل ميديدند ، شب تا صبح راه ميرفتند ، صبح در همان جاى اوّل شب بودند ، باز تا شب ميرفتند ، و در جاى اوّل صبح بودند . « فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ » 29 مجمع : زجّاج گفته است : روى سخن با پيغمبر ( ص ) است . فخر : چون موسى از خدا مسئلت كرد كه ميان او و فاسقين حكومت كند و به او اعلام شد كه اين مردم در بيابان چهل سال گرفتار خواهند بود ، ناراحت شد كه تا اين اندازه گرفتارى براى آنها نميخواست . با اين جمله او را دلدارى داده‌اند كه اين پيش آمد مهّم نيست و تو اندوهناك نباش . و مقاتل گفته است : چون موسى به آنها خبر داد كه چهل سال گرفتار خواهند بود ، ملامتش كردند ، او پشيمان شد ، با اين جمله دلش را آرام كردند كه جاى پشيمانى نيست . و ممكن است دلدارى پيغمبر ( ص ) باشد كه اندوه مدار بر اين مردم نافرمان و معارض پيغمبران كه از قديم زمان كارشان سرسختى بوده است و نافرمانى . روح البيان : در تأويلات نجميّه گفته است : عجب است كه موسى و هارون به شومى ملَّت بنى اسرائيل چهل سال در بيابان سرگردان بودند ، ولى اينها به بركت آن دو نفر تمام مدّت را در آسايش بودند كه سايه ى ابر داشتند و خوراك از منّ و سلوى ، اين نتيجه ى همراهى نيك و بد است از يكديگر بگفته ى حافظ :